تبليغاتX
آگور

آگور

ارائه مقالات و پژوهش های معماری

طبیعت در چین

 گردآورنده : سارا ردایی                                 

کلید واژه‌ها:

 

عناوین اصلی.

کلید واژه‌ها.

1-عوامل موٍثر در منظره پردازی چینی.

مراقبه-سکون-عدم اضطراب و سهل گیری-آرزوی جاودانگی -گرایش فطری-بدیهه سازی-تقدیس طبیعت-دین -کنفوسیوس–جهان طبیعی دائو –فرم‌های آزاد باغ بودایی-نظم طبیعی کیهان-اسطوره.

2-اصول بنيادي منظره پردازي چيني.

 

دورنمایی-نمایش آب و سنگ-سمبل-خطوط منحنی-تلفیق نور و سایه -شگفت و غریب بودن-بی کر انگی -کامل بودن.

3-باغ چینی.

 

باغ‌های گیاهان دارویی-نقاشی‌های چینی-مینیاتور طبیعت-باغ‌های کنفوسیوسی-باغ های داییسمی-باغ‌های دانشمندان-ساختار باغ-درب ورودی-تپه-آب-غار_پل-گیاه-سنگ.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-عوامل موثر در منظره پردازی چینی:

1-1فلسفه مراقبه: 

 آموزه‌های مذاهب خاور دور اين بود كه هيچ چيز مهم‌تر از شيوه درست مراقبه نيست مراقبه كردن به معناي ساعت‌ها تفكر و تعمق در باره حقيقت مقدس واحدي است كه پاياني ندارد. شخص اندیشه‌ای را در خود تثبيت می‌کند و از همه جهات به ان می‌نگرد بي انكه آن را رها سازد آن نوعي تمرين ذهني براي شرقيان است. برخي از راهبان بر سر كلماتي به مراقبه می‌پرداختند برخي ديگر درباره چيزهاي طبيعي مثل آب مراقبه می‌کردند. شايد اين گونه بود كه هنر مذهبي در چين كمتر براي روايت افسانه‌های بودا و قدسيان چيني و كمتر براي آموزش آييني خاص و بيشتر همچون كمكي به مراقبه كردن بكار گرفته شد. در پس بزرگترين منظره نگاريهاي چيني در قرن 12 هم و 13 هم چنين مقصد و غايتي وجود داشت. (ارنست گامبريچ- تاريخ هنر ص 138 و 140)

 

     سكون نوعي بي حركتي فلسفي و اجتناب از دخالت در جريان طبيعي امور، آيت خرد مندان است.( ويل دورانت - 1347 ص 908)

انسان چینی مدت ها در کنار برکه می نشیند و به سنگ های درون آب نگاه می کند غرق در مراقبه و مدیتیشن می شود و به این طرق قدرت روحی خود را ارتقا می دهد.

1-2.عدم اضطراب و سهل گیری:

   در فلسفه چینی آدمی، آسمان و زمین همگی به یک میزان اعضای این سازمانند بر اساس این فلسفه از انجا که جهان در حال رفتن به جایی نیست و مقصد و مقصود خاصی را در پیش ندارد لذا شتاب زدگی هم در کار نیست، و لذا انسان چینی می تواند سهل گیر بوده و شتاب زده و مضطرب نباشد، درست همان گونه که خود طبیعت نیز این گونه عمل می کند. از این رو عمل انسان بر محیطش به عنوان نوعی درگیری یا کشمکش با طبیعت محسوب و حس نمی شود. (قاسم مطلبي).

1-3.آرزوی جاودانگی:

پیروان تائوييسم که بر هماهنگي بين بشر و طبيعت تكيه دارد معتقداند كه از طريق پيروي از برنامه اي مخصوص (از جمله تفكر و عمليات مرتاضانه) انسان مي تواند به فنا ناپذيري رسيده و از مشكلات جهان براي هميشه نجات پيدا كند. (محمود حسين احمدي شلماني ص 29).

 سنگ های درون برکه های آب همان جزایر جاودانگی هستند که در باغ جای گرفته اند. همچنین در کاشت گیاهان نیز از گیاهانی که سمبل جاودانگی هستند (آلو خیزران هلو کاج ...)در منظره پردازی بهره گرفته اند.

در آیین تائو راهي (تائو) وجود دارد كه نظم نظم طبيعي كيهان و نيروهاي محرك آن است و فردي بايستي با آن خود را هماهنگ سازد. اين امر مستلزم يك حالت رواني انعطاف پذير و گيرنده بود كه به بهترين وجه در آرامش كوهستان ها يافت مي شد و براي پيروانش طول عمر و وعده جاودانگي مي آورد. فرهنگ نگاره (جيمز هال).

او در آرزوي جاودانگي با مينياتور كردن طبيعت و نگاه گزينشي به آن خواه در فضاي بزرگ خواه در فضاي كوچك به آرزو هاي خود مي رسد.

1-4.گرایش فطری به طبیعت:

ساخت و پرداخت منظر در حقیقت در تضاد در بکار گیری با بدیهه سازی (خودجوشی خلاق) و اشراق درونی توازن می یابد زیرا در سنت باغ سازی چینی نزدیک بودن به طبیعت بر خلاف غرب و اروپا که جهت مشاهده تجربی صورت می پذیرد یک گرایش عاطفی و فطری محسوب می گردد و لذا دست یابی به آرمان ها و ایده ها در باغ سازی وابسته به بکار گیری بدیهه (خود به خود بودن) , خلوص نیت و صحت عمل است. (قاسم مطلبي).

1-5تقدیس طبیعت:

آيين چيني بسيار دقيق و مفصل و طولاني بود و مردم عادي كه نمي توانستند در اين آيين ها مشاركت كنند با حفظ پرستش خدايان طبيعت راهي را براي بيان احساسات ديني خود باز كردند. يوسف اياذي ص 42 و 43

چينيان هرگز نيرو هاي فوق طبيعي را به شكل آدمي در نياوردند نگرش چينيان در مورد مذهب عقلاني بود و نه احساساتي.

كنفوسيوس هاي دوره هان هنگامي كه به خداي آسمان بيش از ساير قدرت ها اهميت مي دادند هرگز فرمانرواي جهان را به صورت انسان در نمي آوردند و تمثالي از او نمي ساختند (يوسف اباذري و ديگران).

در دوره شانگ مشورت با خدايان مرسوم گرديد و پيشگويي بسيار پيشرفته تر شد و معمولا در پيشگويي ها زمان امدن باران، كيفيت و كميت محصولات كشاورزي، حاصل شكاري كه بنا بود انجام شود و قرباني دادن به نياكان مطرح شده است. شانگ دي خداي بزرگ كشت و زرع نيز بود. نداي آسمان (شانگ دي) خداي زمين (شه ياتو) نام داشت و خدايان ديگر عبارت بودند از خدايان 4 جهت اصلي زمين، خدايان تپه ها، كوه ها و رود ها كه هر يك قرباني هايي داشتند. اعتقادات ديني دوره شانگ ريشه فلسفي داشت و جهان در باور ها داراي 3 طبقه بود: آسمان بر فراز، زمين در پايين و جهان انسان ها در ميانه اين دو. يوسف اياذي 42- 43

در دوره دودمان جو تاين (آسمان) جانشين شانگ دي (خداي اسمان) شده دين و نظم ديني يا لي جنبه انفرادي پيدا كرده است. در اين دوره فرمانروا واسطه انسان و آسمان بود. يوسف اياذي 42- 43

1-6توجه مذهبی به طبیعت:

مذهب تاثیر بسزایی بر باغ سازی چینی داشت (غزاله روحانی ص 71).

فلسفه چینی از مکتب کنفوسیوسی تا تائوئیسم و بودیسم و ذن تمامی آنها بیان حالی هستند که در ان انسان این جهان را کاملا خانه خود احساس می کند و او را به عنوان قسمت متکاملی از محیطش تلقی می نماید. آگاهی و هوشیاری انسانی از یک روح جدا اما زندانی شده و محبوس که از جایی دور آمده باشد نیست. بلکه جنبه ای است از یک سازمان متوازن در دنیای طبیعی، (قاسم مطلبي).

در ميان مذاهب چيني تائويسم و بودايي بيشترين تاثير را در باغ سازي اين كشور داشته اند.

طبيعت در نگاه كنفوسيوسی ها:

كنفوسيوس جهان مادي را نفي نميكند نظام اخلاقي مستحكم او درباره خانواده و روابط اجتمايي با تكيه بر اصل موسوم به لي (Li آيين آداب داني، نزاكت به قصد اداره كردن زندگي انسان بر زمين. اصول غير جذاب و حمايت از وضع موجود آن) به عقيده برخي سبب روي آوردن به دائوئيسم رمز آگين شد. (فردريك هارت).

تواناترين منتقد منسيوس (كه پس از كنفوسيوس مشهور است) شون تزه استنتاج كرد كه طبيعت معبد نيست بلكه در حكم يك كارگاه است مواد خام را تهيه مي كند ولي بقيه بر عهده عقل است. (ويل دورانت- ص 944).

جوانگ تزه Chuang- Tze از منتقدان پس از منسيوس بود. او طبيعت را دوست مي داشت و آن را دل آرامي مي دانست كه بدون توجه به ي وفايي هاي او همواره ما را خوشامد مي گويد. (ويل دورانت ص 945).

 

طبيعت در نگاه دائو:

عرفان دائوئيسم غرقه شدن در انديشه هاي ژرف پيرامون جهان طبيعي را ترغيب مي كند و چنين است كه يكي از برجسته ترين منظره پردازي هاي سراسر اعصار را مي پروراند. (فردریک هارت ص 524).

 

تائو به معني طريق، زندگي كردن ساده و بي آلايش را توصيه مي كرد و مي گفت فقط حكيم، دائو (تائو) را بشناسد و مردم را به دنبال خويش بكشاند. (آنتوني كرستي).

 

تائو اصولا بر اساس یانگ و یین ظاهر می شود که با توازنی پویا نظر جهان را پایدار می سازد. در ریشه این تفکر متضاد ها نسبی هستند و لذا اساسا و از پایه با یک دیگر هماهنگ می باشند. در نتیجه تقسیم بندی های سفت و سخت مابین روح و طبیعت کاملا بی مورد می باشد و هنرمند منظرپرداز در درون طبیعت و در یکدیگر مستحیل می شوند. (قاسم مطلبي).

 

تائو بر خلاف كنفوسيوس كه عقل مدار بود اصلا عقلي نبود.

در نظر تائو گرايان با طرد عقل و تفكر و اختيار حياتي مقرون به گوشه گيري و سادگي و تامل در طبيعت مي توان راه را يافت. (ويل دورانت- 905).

تائو مي گويد كه در ايام پيشين طبيعت انسان و حيات را ساده و برخوردار از صلح و آرامش ساخت در آن زمان جهان سعادت مند و فرخ بود اما پس از آن انسان ها دانش را يافتند زندگي را با ابداعها و اختراعات خود پيچيده ساختند. (ويل دورانت ص 907).

در طبيعت همه چيز بخاموشي در كار است به وجود مي آيند و مالك چيزي نيستند كار خود را مي كنند و ادعايي ندارند – همه اشياي همسان كار خود را مي كنند و آنگاه مي بينيم كه آرام مي گيرند. هنگامي كه به دوره كمال مي رسند هر يك به اصل خود بازمي گردنند. معني بازگشت به اصل آرامش يا تحقق سرنوشت است اين رحمت حقيقي جاويدان است. در يافت اين قانون فردی است. (ويل دورانت-ص 908).

 

بنا به تعاليم دائوئيسم دائو (طريق) كانون كائنات و فعال كننده پديده هاي طبيعي است. (فردريك هارت ص 522 ).

در سيستم لائودز و هم دائو، (تائو) بنياد هر گونه هستي است و رهروان آن مي توانند پيرو مكاتب ديگرهم باشند. دكتر غلام رضا مقصودي ص 161().

 

 

طبيعت در نگاه بودا:

مهمترين سرچشمه الهام و انگيزه هنر چيني آيين بودا بوده است. ارنست گامبريچ 138().

بعد از ظهور بودائیسم در چین اغلب باغ ها به سبک های طبیعی و فرم آزاد ساخته شد. سعی می شد که از طبیعت تقلید کرده و بیشه زار و تپه های زیبا احداث نمایند. به طور کلی یک منظره طبیعی را برگزیده و آن را در مقیاس کوچکتر دوباره می ساختند. (غراله روحانی ص 71).

 

در مکتب و تفکر بودایی آیینه مظهر و نماد آگاهی و اندیشه نابی است که در آن لکه ای از جهل و نا آگاهی جای ندارد. این اندیشه به نظر می رسد که در تمامی ادیان و فرهنگ ها و گرایش های عرفانی و معنوی استعاره ای مشترک و معنایی مشابه دارد. در چین، هند، مسیحیت و اسلام و یا شرق و غرب آیینه و تصویر در آن به خصوص در ادبیات آنها تجلی یافته ومنبع الهامی برای هنرمندان نگارگری، معماران و منظره پردازان و باغ سازان بوده است. قاسم مطلبي ().

 

1-7.نگرش اسطوره ای:

 

تاي شان نام قله كوه مقدسي در شرق چين بود كه از نظر اسطوره بسيار اهميت داشت و خورشيد سفر خود به اسمان را از اين كوه آغاز مي كرد. در روزگار هان مردم مردم بر اين باور بودند كه ارواح مردگان به دامنه اين كوه باز مي گردند در اين اسطوره تاي شان كوه سرنوشت و داور مرگ است و با آنكه جهان پس از مرگ آيين بودا مورد قبول چينيان بودايي قرار گرفته ولي هنوز هم اعتقاد به دوزخ و جهان مردگان تاي شان در اسطوره فرقه هاي مختلف چيني وجود دارد.

كوه مقدس و قابل نيايش ديگر كون- لون بود كه خاستگاه رود زرد است و به باور چيني ها سرچشمه 4 رود كه به 4 سوي زمين جاري است از اين كوه مي باشد. (آنتوني كريستي. 103- 113).

. پيروان مكتب تائو عقيده داشتند كه گياهي آسماني، نوعي قارچ به روي جزايري افسانه اي در درياي خاوري (جزاير خوشبختي) شايد ژاپن مي رويد. ساكنانش هر گاه آن قارچ را مي خورندجاودانه مي شوند. از اين امور آغازين احترام چينيان براي طول عمر تكامل يافت كه در هنرشان به وسليه نقشمايه هاي نمادين بسيار ابراز مي شود مانند: خيزان، خفاش، مرجان، درنا، خرگوش، هلو، آلو، كاج، لك لك و سنگ پشت. فرهنگ نگاره (جيمز هال).

 

 

ابر Cloud: (به چيني يون Yun) نماد وفور ابر با باران يا يك اژدها مظهر يين و و يانگ است. جيمز هال ص 205

بنابر افسانه تائوي ملكه مادر غرب بنام هسي وانگ مو هلوهاي جاودانگي راكه درباغهاي قصر مي رويد نگهداري مي كند چوب درخت هلو ارواح خبيثه را مي راند وبنا براين براي تنديسهائي كه از استانه درها محاوظت مي كند انتخاب مي‏گردد (جيمز هال ص 312).

 

 

 

2-اصول بنيادي منظره پردازي چيني.

1-2انتخاب محل.

انتخاب محل مانند یک نقاشی دورنما انگیزه طبیعی انرا می نماید. نوعی بازنمایی جوهری شاعرانه از طبیعت. (پیرازولی،234).

 از نظر چینیان، آب آن چیزی است که به باغ زندگی می‌دهد و انتخاب محل، مشروط به وجود نقاط آبخیز است. (دله ص 123).                              

2-2نمایش اب و سنگ:

کوهها (چینی ترین عنصر باغ) واب ها (shanshui)-عبارتی چینی برای بیان منظر. چینیها نه از ()کاشتندرباغ، بلکه از ()ساختنآن سخن میگویند. (پیرازولی ص 244).

در منظره سازی برای چینیان ()کوهستان و آب اهمیت اساسی و بنیادین دارند. کوهستان یا صخره نمایشگر اصل فاعل و نرینه یان است، و آب نمودگار اصل مادینه و فعل پذیر یین. از تقابل این دو نیرو است که جهان به تعادل دست می ابد و از این رو در تعامل مابین عناصر موجود در باغ که هریک دارای یکی از نیرو هاست منظر باغ شکل گرفته و متعدل و متوازن شده و آن گاه قابل استفاده می گردد. (قاسم مطلبي).

آب يكي از 5 عنصر در چين است. اب دادن به گياهان و روياندن آن ها نماد تغذيه هوش است. جيمز هال ص 197

در منظر سازی جینی آّب به مانند آیینه ای دنیای دیگر را که مجازی نیست بلکه واقعیتی دیگر است باز می نماید.

باغ چینی منعکس کننده متقابل عناصر موجود در طبیعت مانند صخره ها، آب و گیاه است. در این انعکاس است که فرصتی برای ذهن آدمی حاصل می گردد تا با طبیعت خود را مانئس نمایید.

هر آن کس که به باغ وارد می شود در حقیقت نا خوداگاه به جهانی دیگر پا نهاده است سطح آرام و منعکس کننده آّب خود یکی از مصادیق ورود به دنیای دیگر است. (قاسم مطلبي).

بدون شک یکی از مهمترین عناصر بدیهه سازی به گونه ای طبیعی، استفاده از سنگ در باغسازی است. این سنگ ها در حقیقت اولین بهره گیری از عناصر آماده در طبیعت در منظر سازی است که بیننده می تواند در فرم وشکل آنها تصاویری خیالی را برای خود بازۀفرینی کند، بطور مثال تصویر خیالی یک اژدها و یا صورت یک انسان را در آن بازشناسد. قاسم مطلبي ().

 

در اسطوره تائويي كوه نشانه جزاير خوشبختي جايگاه جاودان ها يا تپه هاي طول عمر يعني محلي است كه قارچ مقدس در آنجا مي رويد. جيمز هال ص 217

صخره نماد پايداري ثبات و آرامش بهداشت تائويي اند- روزگاري سنگ هاي مقدس در بخش هاي گوناگون چين وجود داشت و از آن سنگ ها تقاضا مي شد ايجاد باران كنند و زنان به اميد بارداري براي زاد پسر از آن ها استمداد مي كردند. (جيمز هال ص 114).

 

3-2استفاده از سمبل:

بيان منظره از ديدگاه چينيها (تصوير كوه- آب) است كه كاهي به شدت داراي بار فلسفي و مذهبي بوده و گاه به ندرت جنبه اي فراتر از تزئين داشته است، در سراسر تاريخ چين تداوم يافته و هنوز نيز در چين تصور ميشود (فردريك هارت ص 527).

4-2استفاده از خطوط منحنی:

هنرمندان چيني به اندازه مصريان خطوط صاف و مكسر را خوش نمي دانستند بلكه منحني هاي پيچ دار را ترجيح مي دادند. ارنست گامبريچ- تاريخ هنر- ترجمه علي رامين- نشر ني 1379 ص 136

5-2تلفیق نور و سایه:

استفاده وسيع از فضا هاي باز تلفيق نور و سايه به طوري كه هميشه نور بر سايه در اين منظر پدازي برتري يافته است اين يكي از دلايليست كه تمامي منظر باغ چيني را خوشايند مي كند. (قاسم مطلبي).

6-2شگفت و غریب بودن.

شگفت و عجيب و غريب بودن در طراحي باغ با استفاده از فرم هاي غير قرينه و نا منظم عدم استفاده از خطوط مستقيم و ديدن مناظري كه براي ناظر غير منتظره است صورت مي پذيرد. (قاسم مطلبي).

در فلسفه تائويسم چيني تائو خود عجيب اسرار اميز مرموز و مبهم است؛ لذا تعجبي نيست كه در طراحي باغ هاي چيني اين ابهام و شگفت بودن مصاديقي عيني بيابند.

7-2مینیاتور کردن طبیعت:

باغی مینیاتوری می تواند مفاهیم را به طور کامل بیان نماید.

کوچک سازی در حقیقت الهام گرفته از دو موضوع و اندیشه بود تا بتواند بیشترین کیفیت خیال پردازانه و افسون گونه را در فضایی عرفانی بیان دارند: تائوئیسم و بودیسم.

 

8-2نمایش بي كرانگي.

تفاوت اساسي هر منظره پردازي چين با غرب عدم تمركز بر تجسم انسان و فضاي انسان مدارانه است. در منظره پردازي چينی بي كرانگي در كانون توجه قرار مي گيرد. (فردريك هارت- ص 524).

عناصرمختلفی که باغ چینی رامی ارایند، باورگردش درفضای باز وسرسبزرادرمقیاس جهان صغیرایجادمی نمایند. تصورنامحدود این گشت وگذار یکی ازدست مایه های اصلی باغ است که برطرح باغ حاکم است. درواقع هرگز نمیتوان ازیک نقطه وبا یک نگاه تصورکاملی ازباغ به دست اورد. (پیرازولی،234).

9-2کامل بودن.

 طراحان باغ های چینی باغ هایی را خلق کردند که نه تنها با معنا و زیبا بود بلکه در خود ()کامل (یوان) می نمود. این عمل با توجه به اصول ()نسبی بودن بزرگ و کوچک و () وحدت در کثرت که در تائوئیسم محترم شمرده می شد انجام می گرفت. ()یوان در زبان چینی به معنای گرد و دایره مانند بودن یا همان بودن است. باغ های به جا مانده از گذشته در چین علی رغم آسیب دیدگی های آنها در کل احساسی خوشایند و وحدت بخش دارند. (قاسم مطلبي).

 

در طراحی باغ های چینی یک نقطه مشترک دیگر وجود دارد و آن این است که در صورت کوچک کردن فضای باغ طراح می باید بر اساس () کامل بودن طرح خود را با وسعت باغ به خوبی منطبق نمایید حتی در صورت بسیار کوچک بودن.

 

3-باغ چینی:

 

سبک باغ سازی که در چین و زاپن به کار می رود حاکی از زیادی جمعیت و کمبود فضای لازم برای باغ سازی وسیع بود. در چین 2500 سال قبل از میلاد مسیح باغ سازی می نمودند باغبانی بیشتر به منظور پرورش گیاهان دارویی انجام می گرفت. در 2000 سال قبل از میلاد باغ ها و پارک های بسیار وسیعی برای ایجاد شکار گاه احداث نمودند. قرن ها بعد بخصوص در دوران سلسله تانک و بعد از آن در زمان سلطنت سلسله مینگ هنر باغبانی به اوج خود رسید. (غراله روحانی ص 71).

 

يكي از منابع مهم اطلاعات پيرامون باغ سازي چيني نقاشي هاي چيني است. از بررسي نقاشي هاي هر دوره مي توان به اطلاعاتي از نحوه برخورد چينيان با طبيعت در آن دوره دست يافت.

باغ سازی در چین به واقع مینیاتوری از طبیعت است که در نقاشی های چینی به خوبی انعکاس یافته است. تا حدی که می توان گفت باغ سازان چینی خود نقاشان منظرپرداز چیره دستی بوده اند. در این گونه منظرپردازی هنر مند چینی با مصور ساختن عناصری چون صخره ها، بامبو و آبنماها، پرندگان بر روی شاخه درختان و ... به ما زندگی طبیعت را نشان می دهد و کمتر از تندیس های انسانی به مانند منظر سازی نئوکلاسیک غرب در باغسازی خود بهره گرفته اند. (قاسم مطلبي).

 

 

باغ، بهشت بودايي و بهشت تائويي.

بهشت بودايي سرزمين باك مغرب (به سنسكريت سوخاواتي Sukhavati به چيني چينگ تو ching tu ) داراي اصلي چيني و مربوط به سده 4 ميلادي است و ژاپني ها آن را اقتباس كرده اند. باغ هاي باشكوه آن قصري را در بر مي گرفت كه در آ نجا بودا آمي تا بها مي زيست. بهشت تائويي مشابهي تحت تسلط هسي وانك مود مادر-ملكه غرب بود كه از هلو هاي جاودانگي در قصر خود مراقبت مي كرد. (جيمز هال- ص 279).

 

در باغ سازی چینی طرح به گونه ای سازماندهی شده است که به نظر می رسد به جای اینکه زیر دست انسان به وجود آمده باشد انسان تنها در آن دستی برده است. به همین دلیل است که دقت بسیار در نشان دادن این سازمان دهی در طراحی فضای باغ صورت می پذیرد ولذا در یک نگاه، باغ به گونه ای هنرمندانه و باشکوهی مصنوعی و در عین حال بی اندازه طبیعی به نظر می رسد (قاسم مطلبي).

 

1-3انواع باغ هاي چيني:

باغ سازي چين سابقه ديرينه داشته و قديمي ترين باغستان دربار در سلسله امپراطوري جو در بيش از 3 هزار سال پيش ايجاد شد.

باغسازي شهري چين با تنوع فراوان و رنگارنگ در 3 سامانه بزرگ باغي جايگاه درخشاني به خود اختصاص داده و در تاريخ معماري باغ از شهرب فراواني بهره مند شده است.

معماري باغ سازي چين را با باغسبان هاي عظيم خانواده و باغ هاي ظريف خصوصي تشكيل مي دهد اين ساختمان ها زيبايي مصنوعي را با زيبايي طبيعي تلفيق داده و در باغچه بندي سنگ ها، و آب ها، گل ها و علف ها، حياط ها و ميدان ها و دالان ها و پلها و تابلو ها و نقاشي ها به گونه اي دقيق و ماهرانه تركيب بندي شده است كه به انسان احساسات عميق و گوناگون و قدرت تخيل فراوان مي بخشد.

محيطي كه براي ساخت باغ هاي چين ايجاد شده عموما به قرار زير است:

1. نشان دادن نظريه مكتب كنفوسيوس در مورد چگونگي برخورد با جامعه عطف توجه به عمل و واقعيت، مسئوليت شناسي عالي در برابر جامعه و بها دادن به ارزش ها و اصول اخلاقي و حرام و اهميت سياسي مثل پارك يوان مين يوان.

2. نماياندن نظريه داييسم چين حاكي از ايجاد محيطي بهشتي كه انسان در آن در برابر شهرت و ثروت بي تفاوت بوده و به تحمل رنج براي تذهيب نفس و كسب اخلاق خوب مبادرت مي ورزد. معبد دائويسم گوچان در كوه چينگ چن شان در استان لي چو آن.

3. ايجاد محيطي طبيعي. احساسات و تمايلات صاحبان باغ ها را نشان مي دهد مثل باغ هاي متعلق به دانشمندان سي چو آن. معماري چين از باستان تا معاصر- محمود حسين احمدي شلماني- ص 247

2-3ساختار باغ چيني:

وسائل مختلف و گیاهانی که در این باغ ها به کار می رفت هر کدام نماد چیز خاصی بودند، باغ های تفریحی را برای تماشا و تفریح و باغ های مذهبی را مکانی برای تفکر و تامل می ساختند. اگر چه باغ های های مذکور را برای ثروتمندان احداث می گردید ولی مهم شمرده و آن را سمبل استقرار و پایداری می دانستند. (غراله روحانی ص 71).

 

 

سبك باغ سازي در خاور دور (چين و ژاپن) بر مبنا و اصول خاصي قرار گرفته و قدمت تاريخي آن به 2500 سال قبل از ميلاد مسيح (در چين) مي رسد زيرا پرورش گياهان دارويي، درخت كاري و حفظ فضاي سبزاز همان دوران مبناي فكري ومنبع الهام علاقه مندانبه طبيعت بوده است. در باغ هاي سبك خاور دور به جاي آنكه از تعداد زيادي گل وگياه استفاده شود سعي بر اين بود كه بين عوامل طبيعي كه نقش سمبليك دارند ارتباط عاطفي بر قرار شودو هر قسمتي از باغ نمايانگر گوشه اي از طبيعت باشد عناصري كه در احداث باغ هاي خاور دور بيشتر مورد توجه ميباشد شكل هاي مختلف سنگ ها و جانماي خاص آنها، آب، گياهان زينتي و ايجاد رابطه خاص بين آنها. (سيد ابوالقاسم سيد صدر ص 77).

 

 

1.درب ورودی:

یک درب ماه مانند دارای معنایی نمادین است که بیان کننده باز شدن به درون جهانی دیگر است و لذا دارای نیروی جذب کننده جهت هدایت مردم به درون باغ نیز محسوب می گردد. (سيد ابوالقاسم سيد صدر).

هلال Crescent نماد خدايان نرينه و مادينه. ص 222

 

2.تپه:

.در طراحي باغ چيني حتي اگر بزرگ و وسيع باشد در بدو ورود تپه اي در مقابل وجود دارد كه بدون احداث آن تمامي باغ در يك نگاه ديده و قابل درك مي شد. در اين صورت ديگر باغ آن حس راز آلود و مرموزگونه خود را از دست مي داد. (قاسم مطلبي).

 

3.آب:

در طراحی منظر و باغ چینی انعکاس تصاویر در آب به منزله آرام بخشی حاصل از بازتاب روحی ناب به کار رفته است. در هر باغ چینی به گونه ای خاص برکه و یا استخری مکان یابی و استقرار یافته است که سطح آرام آن به صورت یک آیینه بر روی زمین مابین صخره ها، شن ها و علفزار ها گسترده شده تا به صورت یک آیینه عمل کند این استخر ها و برکه های پر آب به طور کلی آدمی را به سمت درون خیش هدایت کرده تا روح و ذهن انسانی را جلا بخشد. از این رو است که باغ چینی از یک سو منعکس کننده روح و ذهن انسانی است و از دیگر سو ذهن و روح او مجددا آیینه ای تمام نما از طبیعت باغ است: آیینه ای در آیینه دیگر.

 

4.غار:

بهشتی در طبیعت به صورت یک غار در اين باغ ها تجلی یافته است. این غار ها از طریق راه هایی زیر زمینی به هم پیوسته اند تا بازگو کننده اندیشه ای باشند که در تائوئیسم به معنای سفر از یک جها به جهانی دیگر باشند.

5.پل:

پل يعني عبور از دنياي مادي به دنياي معنا. پل برزخي بين ماده و معنا است. (ستاره بركتين و بهاره حيدري).

 

در اساطير چيني راه به سوي جهان بعدي از طريق 3 پل است يكي زرين براي خدايان ديگري سيمين براي پرهيزگاران وسومي از آهن براي گناهكاراني كه به درون رود پايين فرو ميافتند وماران و سنگ هاي آهنين آن را از هم ميدرند. (جيمز هال ص 118).

طراحی زیر گذر ها، تونل ها و پل ها از دیگر عناصری است که جنبه ای نمادین داشته و در حقیقت بیان کننده ورود به جهانی دیگر را باز می نماید. (قاسم مطلبي).

 

 

6.گیاه.

در باغ سازي چيني كاشت درختان انبوه در منظر سازي نزديك صورت نمي كيرد بلكه چينيان اين عناصر را در يك مكان و بر تپه اي در دور دست به نمايش مي گذارند.

 

خيزران نماد اعتماد شجاعت به هنگام بدبختي ها، تربيت خوب و فضايل مشابه آ نهاست. همچنين به علت سرسبزي هميشگي آن نماد طول عمر است. (جيمز هال ص 285).

از نقش هاي محبوب خاندان يوان خيزران است كه از زمان حكمراني خاندان سونگتا سلسله چينگ مفهومي نمادين به شمار مي آمده است، زيرا شكنندگي ظاهري ساق و برگ هاي اين گياه با جاودانگي واقعي آن در تضاد قراري توجيه ناپذير قرار مي گيرد. (فردريك هارت ص 539).

 

درخت كاج نماد چيني طول عمر دوستي وپايداري به ويژه در روزگار بدبختي است با خيزان و ودرخت آلو يكي از 3 دوست به شمار ميروند. جيمز هال ص 290

گياه بالا رونده نماد هدف نهايي در مرحله رياضت كشي در آيين چين بي حركتي است، نماد مرگ و جاودانگي. (جيمز هال ص 303) ماگنوليا گياهي كه به نشانه مرحمت شاهانه به كسي عطا مي‏شد. (جيمز هال ص 304) نرگس به معناي حوريان درياي جاودانه است از آنجا كه اين گل در سال نو چيني شكوفه مي دهد براي 12 ماه بعد خوشبختي مي آورد. (جيمز هال) نرگس و سنگ و چوب و خيزران با هم يعني جاودانه ها زندگي درازي را براي شما آرزو مي كنند. (جيمز هال ص 308).

آب نماد باستاني اقيانوس كهني بود كه كيهان از آن آفريده شد نيلوفركه برروي سطح اب بود به مثابه زاهدان ان بشمارميرفت درتعليمات بودا نيلوفرتاحدزيادي واردقلمروماوراالطبيه ميشود نيلوفرنماد ذات پاك جوهرطبيعت بشراست كه براثرسامسارا sam sara دايره بي پايان تولد مجدد يا براثرجهلي كه جهان مادي بوجود مي اورند الوده نميشود نيلوفرجزء 8 علامت فرخندگي دركف پاي بوداست ونشان هسين كو Hsien-Ku يكي از 8 جاودان تائويي سنين هاي Sennins ژاپني وديگرمقدس مردان است نيلوفردرچين علامت تابستان يكي ازچهار فصل است. (جيمز هال ص 309-310-311-312).

هلو نماد امدن بهاروتجديدي جاودانه وبدين روي حاكي ا زعمر طولاني است هلو نشانه شو هسينگ يكي از خدايان شادي است. ملكه مادر غرب بنام هسي وانگ مو His Wang Mu بنابر افسانه تائوي هلوهاي جاودانگي راكه درباغهاي قصر مي رويد نگهداري مي كند چوب درخت هلو ارواح خبيثه را مي راند وبنا براين براي تنديسهائي كه از استانه درها محاوظت مي كند انتخاب مي‏گردد. (جيمز هال ص 312).

7.سنگ.

«کوه‌ها» اصلی‌ترین و به ویژه چینی‌ترین عنصر این باغ‌ها هستند. در اینجا کار با سنگ یک سنت فرهنگی بسیار قدیمی است و از نظر کاربرد مواد معدنی بسیار جالب و درخور توجه است. چینیان همیشه کوه‌ا و سنگ‌هایی را که شکل‌های عجیب دارند، عالی ترین نمادهای قوای خلاقه طبیعت دانسته‌اند، در برداشتی که آنها را کم بهاتر از موجودات زنده نمی‌داند، تنها آنان همانی هستند که هستند. داستان‌های عامینه پر از سنگ‌هایی هستن دکه در مکان‌های وحشی دیده می شوند. با توجه به چنین سابقه فرهنگی است که سنگ‌هایی با اشکال عجیب و قریب ویا اشکالی که وصف آنها مربوط به داستان‌های کهن چینی است در باغ‌ها به کار برده می‌شوند.

به نظر می‌رسد توان تجسم کل کوه در یک سنگ در دوران تانگ به کامل‌ترین شکل خود رسیده باشد. سنگ‌های با‌غ‌ها در دوران شش دودمان احتمالا توده‌هایی از سنگ بوده‌اند که برای بازنمایی کوه‌ها طرای و ساخته شده بودند. هنرمندان دوران تانگ، جای این توده‌ها را به سنگی واحد می‌هند که هدف آن نه نمایش طبیعی کوه، بلکه تصویر آرمانی و نمادین آن است. نویسندگان دوره سونگ عشقی زنده را به سنگ‌هایی نشان می‌دهند که شکل، ساختار یا رنگ آنها، ماهیتی ویژه یا کمیاب به آنها می‌بخشد. سنگ‌هایی که طبیعت به زیبایی ساخته بود، اسباب‌بازی‌های گرانقیمتی بودند.

 

 گرد آورنده : سارا ردایی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  90/10/25ساعت   توسط سارا ردایی  | 

سلام!بعد از یه عالمه دوری از وبلاگ نویسی دوباره برگشتم...خیلی دلم برای اینجا و دوستای وبلاگ نویسم تنگ شده بود!دوباره اینجارو مثل روزای اول گرمش می کنم...اما اینبار فقط منظر.....

+ نوشته شده در  90/07/30ساعت   توسط سارا ردایی  | 

...و بالاخره دانشجوی کارشناسی ارشد معماری منظر دانشگاه تهران شدم.....مرسی از محبت همه ی دوستان
+ نوشته شده در  89/06/06ساعت   توسط سارا ردایی  |